تبليغاتX
خورشید آل یاسین
وبلاگ منتظران ظهور آقا امام زمان (عج)
ماه رمضان که جان فزا مي باشد
مقرون به اجابت دعا مي باشد
خوانند مبارکش که در نيمه ي آن
 ميلاد امام مجتبي مي باشد

اي بدر تمام ماه خدا! تو تنهاترين فرزند رمضاني وآسمان، در پيشگاه کرم و بخشش تو، با اين
همه ابرهاي باران زايش، گمشده اي غريب بيش نيست. رسول رحمت ، تورا بر شانه هاي خويش سوار مي کرد وبر تو مباهات مي نمود. تو ادامه محمدو کرانه علي هستي . توامام مايي و ما مريد و دلداده تو.واينک در بهار شکفتن تو،در فصل خدا، برخود از رهبري تو مي باليم وبرنامت که زينت همه خوبي هاو نيکي هاست، افتخار مي کنيم.
سخناني آموزنده از امام حسن مجتبي عليه السلام
کسي که خدا را بندگي نمايد خداوند هم همه چيز را فرمانبردار او گرداند
کسي که در دلش جز خشنودي خدا خطور نکند چون دعا کند، من ضامنم که دعايش مستجاب گردد
هر روزه داري هنگام افطار يک دعاي اجابت شده دارد. پس در اولين لقمه افطار بگو: به نام خدا، اي خدايي که آمرزش تو فراگير و وسيع است ، مرا ببخش


البته دوستان گرامي ، فراموش نکنيد که در هنگام افطار براي فرج آقا دعا کنيد
التماس دعا  

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 19:43  توسط زینب  | 

سلام خدمت تمامي دوستان عزيز،ببخشيداگه مدتي نبودم اما الان دوباره اومدم که با هم باشيم
اين اولين تبريک من به مناسبت ميلاد يوسف زهرا است

سربازان، هجوم آوردند وخانه حضرت امام حسن عسکري را احاطه کردندوسپس چند مامور زن و قابله به درون خانه
شدند و بانوان و کنيزکان خانه را يکايک با دقت زير نظر آوردند تا اگر بانوي بارداري پيداشود، به دست
دژخيمان خليفه بسپارند تا از حيات آن نوزاد مبارک جلوگيري کنند.
اين کار به امر خليفه بود و هر چند يکبار تکرار مي شد،چون شنيده بود زمان مولودي که جهان را پر از عدل و داد
کند، فرارسيده و او فرزند امام حسن عسکري است. نادان گمان مي کرد مي تواند جلوي اراده الهي را بگيرد ولي اين آرزو را
به گور برد.
وجود مبارک حضرت مهدي مشتمل برچندين اعجاز است که يکي از آنها اين بود که بتردار شدن مادرش را کسي ندانست
و همگان از آن بي خبر بودند و تا روزي که قدم بدين جهان گذاشت، اثري از بارداري مادر گراميش آشکار نبود.
نيمه شعبان المعظم سال255 هجري قمري بود که امام حسن عسکري پيغامي براي عمه اش "حکيمه" دخت حضرت جواد فرستاد:
عمه، امشب که نيمه شعبان است، نزد ما افطار کن که خداي تبارک و تعالي حجتي را آشکار خواهد ساخت که حجت
برخلق و روي زمين باشد.
حکيمه آن شب را در بستر نرجس با راز و نياز، نماز شب و تلاوت قرآن سپري نمود تا اينکه در سپيده دم، صبح سعادت مي دمد
ونوزاد مقدسي قدم در اين جهان مي گذارد.
حضرت امام حسن عسکري به عمه اش مي فرمايد: عمه فرزندم را بياور، حکيمه، اطاعت مي کند و نوزاد مقدس را نزد پدرش ميبرد.
حضرت نور ديده را در آغوش مي گيرد و زبان خود را در دهان پسر مي نهد تا نخستين غذاي او، غذاي امامت باشد:آن گاه مي فرمايد:
"پسرم سخن بگو"
نوزاد مقدس زبان مي گشايد و چنين مي گويد: "اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمد رسول الله"
سپس بر امير المومنين  و يکايک امامان، درود مي فرستد. نام پدر را که بر زبان مي آورد خاموش مي شود، حکيمه او را نزد مادرش مي برد ودر
هفتمين روز تولد نوزاد، عمه بزرگوار، مولود مقدس را دوباره به نزد پدر مي آورد. بار ديگر پدر به پسر مي فرمايد: پسرم سخن بگو:نوزاد شهادتين
را تکرار و سپس اين آيه را تلاوت مي کنند
 
ما اراده کرده ايم که به ضعيفان زمين منت نهاده، و آنها را پيشوايان و وارثان زمين گردانديم.

بر ثانيه ي ظهور مهدي صلوات

يا ابا صالح مدد      

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 5:48  توسط زینب  | 


از بهشت که بيرون آمد دارايي اش فقط يک سيب بود.سيبي که به وسوسه آن را چيده بود و مکافات اين وسوسه هبوط بود.
فرشته ها گفتند تو بي بهشت مي ميري،زمين جاي تو نيست.زمين همه ظلم است و فساد.انسان گفت اما من
 به خودم ظلم کردم.زمين تاوان ظلم من است.اگر خدا چنين مي خواهد پس زمين از بهشت بهتر است.خدا
گفت:برو و بدان جاده اي که تو را دوباره به بهشت مي رساند از زمين مي گذرد.زميني آکنده از شر و
خير،آکنده از حق و باطل،از خطا و ثواب.و اگر خير و حق و صواب پيروز شد،تو باز خواهي گشت و گرنه...
و فرشته ها همه گريستند؛اما انسان نرفت و انسان نمي توانست برود،انسان بر درگاه بهشت وامانده بود.مي ترسيد و مردد بود.
و آن وقت خدا چيزي به انسان داد.چيزي که هستي را مبهوط کرد و کائنات را به غبطه وا داشت.
انسان دست هايش را گشود و خداوند به او"اختيار"را داد.
خدا گفت:حال انتخاب کن،چرا که تو براي انتخاب کردن آفريده شده ي.برو و بهترين را بر گزين که بهشت
  پاداش به گزيدن توست.عقل و دل و هزاران پيامبر هم با تو خواهند آمد،تا تو بهترين را بر گزيني و آنگاه
انسان زمين را انتخاب کرد،رنج برد و صبوري را.        واين آغاز انسان بود...

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 5:54  توسط مرضیه  | 

پيامبر اکرم (ص): مهدي (عج)از عترت من و از فرزندان فاطمه (س)است، او بر اساس سنت من پيکار مي کند چنانکه من بر اساس وحي پيکار مي کردم.
پيامبر اکرم (ص): مهدي(عج)شبيه ترين مردم به من است در سيما و کردار و گفتار.
پيامبر اکرم (ص):اگر از دنيا جز يک روز نماند، خداوند مردي از اهل بيت مرا بر مي انگيزد که زمين را از عدل و داد پر گرداند همانطور که از ظلم و جور پر شده باشد.
پيامبر اکرم (ص):گروهي از مشرق زمين خروج کرده و زمينه حکومت مهدي (عج) را مهيا مي کنند.
پيامبر اکرم (ص):آگاه باشيد که مهدي (عج)وارث تمام علوم و محيط به تمام علوم است.
پيامبر اکرم (ص):خوشا به حال کسي که قائم ما را درک کند در حاليکه قبل از قيامش پيرو او بوده و دوستانش را دوست بدارد و با دشمنانش دشمن باشد.
پيامبر اکرم (ص):يا علي،امامان بعد از من دوازده نفرنداول انها تو هستي آخر آنها قيام کننده اي است که خداوند به دست او مشرق و مغرب را فتح مي کند.
پيامبر اکرم (ص):کسي که قائم دودمان مرا(در زمان غيبتش)انکار کند مرا انکار کرده است.
پيامبر اکرم (ص):فاطمه جان،خداوند پدرت را بر گزيد و او را پيامبر قرار داد و علي را بر گزيد و وصي او قرار داد و تو را به تزويج او در آورد و مهدي (عج) که عيسي (ع)پشت سرش نماز مي خواند از تو و از علي(ع)است.
امام علي (ع):ياران مهدي (عج)همگي جوانند و جز چند تن پير در آنها نيست.
امام علي (ع):حجت خدا مردم را مي شناسد ولي مردم او را نمي شناسند چنانکه يوسف مردم را مي شناخت ولي مردم او را نمي شناختند.
امام علي (ع):با ارزش ترين عبادات انتظار فرج است.
امام علي (ع):بار خدايا،بيعت او را خروج از غم قرار بده و به واسطه اوامر امت اسلامي را از پراکندگي به اتحاد برسان.
امام علي (ع):چون قائم ما قيام کند،کينه ها از دل بيرون مي رود.
امام علي (ع):هر کس در زمان غيبت مهدي (عج)در دينش ثابت قدم باشد و قلبش را قساوت نگيرد در قيامت با من است.
امام حسن (ع):مهدي (عج)غيبتي طولاني دارد و وقتي ظهور مي کند به صورت جواني کمتر از چهل سال ظهور خواهد کرد،چرا که خداوند متعال بر هر چيزي تواناست.
امام حسين (ع):به جمعي از بني اميه که در مسجد النبي نشسته بودند گذر کرد و فرمود:دنيا به پايان نخواهد رسيد تا وقتي که خداوند مردي از دودمان من را مبعوث فرمايد و کيفر شما را بدهد.
امام سجاد (ع):وقتي که قائم اهل بيت ما قيام کند خداوند از شيعيان ما درد و رنج را مي برد  و دلهاي آنها را محکم مانند آهن قرار مي دهد و بر هر مردي از آنها نيروي چهل مرد را عطا مي کند و آنان را حاکمان زمين قرار مي دهد.
امام سجاد (ع):غيبت او چون غيبت يوسف (ع) و رجعت او چون عيسي (ع) است که بسياري از مردم زنده بودن او را انکار مي کنند.
امام سجاد (ع):بي ترديد مردم زمان غيبت مهدي (عج) که امامت او را باور دارند و منتظر ظهور او هستند از مردمان ديگر زمانها برترند.
امام سجاد (ع):خداوند به مردم دوران غيبت عقل و درک و قدرت شناختي داده که غيبت بر ايشان چون ظهور است.
امام باقر (ع):به خدا سوگند که سيصد و ده و اندي نفر مي آيند که در ميان آنها پنجاه زن است و آنان در مکه گرد مي آيند.
امام باقر (ع):در روي زمين مکرني نمي ماند مگر اينکه نداي اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمدا رسول الله در آن بلند است.
امام باقر (ع):وقتي قائم قيام کند دوستي و يگانگي مي آيد و انسان هر چيز نياز دارد از جيب برادر مومنش بر مي دارد بدون هيچ ممانعتي.
امام صادق (ع):مهدي (عج)دو نشانه بارز دارد که با آنها شناخته مي شود،علم بيکران و دعاي مستجاب.
امام صادق (ع):چگونه برخي نمي پذيرند که خداوند عمر صاحب اين امر را طولاني گرداند چنانکه عمر نوح را طولاني نمود.
امام صادق (ع):با تقوايان کساني هستند که به غيبت ايمان دارند و به قيام قائم اقرار داشته و آن را حق بدانند.
امام صادق (ع):امام خود را بشناس که اگر امام خود را شناختي دير يا زود شدن ظهور به تو ضرري نمي رساند.
امام صادق (ع):کسي که منتظر قيام مهدي (عج) باشد مانند کسي است که در راه خدا به خون خود آغشته است.
امام کاظم (ع):نعمت ظاهر ،امام ظاهر است و نعمت باطن ،امام غائب است.
امام کاظم (ع):در دوران غيبت مهدي (عج) گروهي از مسلمانان از دين بر مي گردند و گروهي پا بر جا مي مانند.
امام رضا (ع):قيام مهدي (عج) مانند رسيدن قيامت است که وقت آن را کسي جز خداوند نمي داند و فرا نرسد مگر ناگهاني.
امام جواد (ع):قائم از وعده هاي قطعي الهي است و وعده خداوند تخلف پذير نيست.
امام هادي (ع):صاحب الامر کسي است که عده اي گويند هنوز زاده نشده است.
امام عسگري (ع):به خدا سوگند به زودي خداوند به من پسري مي دهد که زمين را پر از عدل وداد خواهد کرد.
امام عسگري (ع):شيعيان ما در يک اندوه دائم به سر مي برند تا فرزندم که پيامبر اکرم(ص) نويد ظهورش را داده است ظاهر شود..
امام مهدي (عج):اگر شيعيان ما با هم يکدل مي شدند در وفاي عهدي که بر آنهاست،ظهور من به تاخير نمي افتاد و زودتر به زيارت من فائز مي شدند.
امام مهدي (عج):من خاتم اوصيا هستم و خداوند به وسيله من بلا را از اهل و شيعيان دو مي کند.
امام مهدي (عج):من تنها باز مانده خدا در روي زمين هستم و از دشمنان خددا انتقام خواهم گرفت.
امام مهدي (عج):و اما رويداد هاي تازه که براي شما پيش مي آيد به راويان حديث ما مراجعه کنيد،زيرا آنان حجت من بر شما هستند و من حجت خدا بر آنان مي باشم.     

میلاد منجی عالم بشریت بر منتظران آن حضرت مبارک باد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 5:48  توسط مرضیه  | 


رسول خدا در بستر بيمارى افتاده بود. فاطمه زهرا نيز در كنارآن‏حضرت قرار داشت. پيامبرصلى الله عليه وآله در گوش او نجوايى كرد كه فاطمه به‏گريه افتاد. آنگاه يك بار ديگر با وى رازى گفت كه اين بار چهره‏فاطمه‏عليها السلام از هم شكفت.
چون از فاطمه درباره نخستين رازى كه با او گفت پرسيدند، فرمود:رسول خدا به وى فرمود كه جبرئيل هر سال يك بار قرآن را بر اومى‏خواند امّا امسال دو بار خواند و اين جز نزديكى مرگ وى نيست.
و راز دوّم آن بود كه نخستين كسى كه به وى خواهد پيوست منم.
بدين ترتيب، فاطمه خود را دلدارى مى‏داد كه لااقل او نخستين كسى‏است كه به رسول خدا خواهد پيوست.
دورانى كه فاطمه زهرا پس از پيامبر اكرم سپرى كرد بسيار سخت‏ودشوار بود. او يكّه و تنها دربرابر توفانهاى سهمناك، ايستاد و حتّى امام‏على‏عليه السلام نخستين قهرمان اسلام نيز به خاطر موقعيّت خاصّى كه داشت‏نمى‏توانست دركنار فاطمه در اين جهاد شركت جويد. بنابراين لازم بود كه‏فاطمه به تنهايى بار سنگين مبارزه را بر دوش گيرد. درحالى كه تنها بيست‏بهار از عمرش مى‏گذشت. براى آگاهى از شرايط دشوار آن‏حضرت براى‏مبارزه تنها به سخنان خود او گوش فرا دهيم. اين سخنان درحقيقت دردنامه‏اى است كه فاطمه‏عليها السلام در آن از حال خود به على‏عليه السلام شكوه مى‏كند آن‏هم با كلماتى كه درد و مبارزه‏خواهى از آنها مى‏تراود.
يكى از روزها هنگامى كه فاطمه از پيش ابوبكر بازگشته بود به سوى‏اميرمؤمنان آمد و به وى گفت:
"اى پسر ابوطالب! چه شده كه مانند جنين در پس پرده نشسته و چون‏متّهمان خانه‏نشين گشته‏اى؟ تو بودى كه شاهپرهاى بازها را درهم‏مى‏شكستى، ولى اكنون پرهاى مرغان ضعيف به تو خيانت كرده‏اند. تو درگذشته گرگها را از هم مى‏دريدى امّا اينك خانه‏نشين شده‏اى؟ از روزى‏كه ارزش خود را بى‏مقدار كردى و بهره‏ات را مهمل گذاشتى، اين پسرابى قحافه است كه هديه پدرم ومؤنه فرزندانم را به ستم از من ستانده‏است، بخدا سوگند آشكارا به دشمنى با من برخاسته است، در سخنانى كه‏با من داشت او را سرسخت‏ترين دشمنان يافتم تا آنجا كه انصار، يارى‏خود را از من دريغ داشتند، و مهاجران از ما بريدند و ساير مردم چشم ازما پوشيدند، اكنون نه كسى از ما دفاع مى‏كند و نه كسى از ستم دشمن برماجلوگيرى مى‏كند.
با دلى لبريز از خشم و كينه از خانه بيرون شدم، و شكست خورده‏ونااميد بازگشتم درحالى كه هيچ اختيارى ندارم، اى كاش پيش از اين‏ذلّت و خوارى مرده بودم.
خداوند از اين تندى كه به تو كردم عذرخواه من است، و از سوى توحامى من، واى بر من در هر بامداد، واى بر من كه تكيّه‏گاهم درگذشت،و بازويم سست گرديد، به سوى پدر شكايت دارم و از خداوند دادخواهم، بار خدايا تو نيرومندتر از ديگرانى".
امير مؤمنان‏عليه السلام در پاسخ فاطمه زهرا فرمود:
"واى بر تو نيست بلكه واى بر دشمنان توست. اى دختر برگزيده‏جهانيان واى بازمانده پيامبرصلى الله عليه وآله. از اين عتاب باز ايست، كه من در دينم‏ناتوان نشده‏ام، و در توانايى‏ام اشتباه نكرده‏ام. اگر براى روزى )سخن‏ميگويى( كه روزى تو از طرف خداوند تضمين شده است. و كفيل روزى‏تو، مورد اعتماد واطمينان‏است. و آنچه خداوند برايت فراهم ساخته بهتراست از آنچه‏از تو دريغ‏داشته‏اند. پس همه‏را به‏حساب خداوند بگذار".فاطمه‏عليها السلام فرمود: "خداوند براى من كافى است و او نيكو وكيلى است"داستان زندگى سرور زنان عالم، داستان فضيلت و تقواست. او مجسمه‏ايمان بود و بدين سبب به سرورى زنان عالم دست يافت. او الگوى تمامى‏زنان مؤمن است.
داستان رحلت وى نيز داستان قهرمانى وشهادت بود، چرا كه بارزترين‏نمونه‏هاى فداكارى و پايدارى را به نمايش گذاشت.
او تا زمان شهادت با هر وسيله ممكن از حق دفاع كرد. در اينجا مابخشى از اين داستان غم‏انگيز را كه آتش سوزنده غم و اندوه را در دلهاى‏مؤمنان بوجود آورد و همچنان شعله‏ور است، نقل مى‏كنيم.
"ابو بكر، عمر را به سوى آنان )خانه امام على جهت گرفتن بيعت(اعزام نمود و به او گفت: چنانچه خوددارى كردند با آنها بجنگ.. عمر باشعله آتشى در دست به سوى آن خانه آمد و در نظر داشت كه خانه را به‏آتش بكشد، حضرت زهرا با او روبرو شد و به او فرمود كه: اى پسرخطاب، آيا براى به آتش كشيدن خانه ما آمده‏اى؟عمر گفت: آرى، مگرآنكه برآنچه كه امت بر آن جمع شده‏اند - بيعت با ابوبكر - موافقت كنيد.
عمر، در روز بيعت، ضربه‏اى به شكم فاطمه‏عليها السلام زد كه بر اثر آن‏جنين او )محسن( سقط شد. عمر فرياد مى‏زد: خانه را با آنكه در او هست‏به آتش بكشيد. در حالى كه در خانه جز على و فاطمه و حسن‏وحسين‏عليهم السلام كسى نبود.
"حضرت زهراعليها السلام - پيش از حمله دشمنان به خانه - پشت در خانه‏بود در حاليكه سر مبارك خود را با دستمالى بسته بود - ولى چادر يا عبايى‏به سر نداشت، به اين خاطر زمانى كه دشمنان حمله كردند به پشت درپناه برد تا خود را از چشم مردان نامحرم مخفى نگهدارد. و اينجا بود كه‏بين در و ديوار فشار سختى بر او وارد شد. اين در حالى بود كه حضرت‏شش ماهه حامله بود.
حضرت، فريادى از شدت درد كشيد، چرا كه جنين او كشته شده بود،وميخ در، به سينه مبارك او فرو رفته و سينه آن‏حضرت را مجروح كرد.
در اين هنگام، دشمنان، حضرت امير المؤمنين‏عليه السلام را دستگير كرده‏بودند ومى‏خواستند كه او را از منزل بيرون برده و با خود ببرند. با اينكه‏حضرت زهراعليها السلام از شدت درد به خود مى‏پيچيد و جنين كشته او در شكم‏متلاطم بود ولى براى دفاع از حريم ولايت و امام كوشيد تا در مقابل‏دشمنان ايستادگى نمايد و مانع از بيرون بردن حضرت على گردد. اينجا بودكه دستور زدن پاره‏تن رسول خدا، حضرت زهرا صادر شد. "قنفذ با تازيانه‏چنان اورا زد كه تا روز رحلت، آثار تازيانه مانند دمل چركين بر بازوان‏آن حضرت بود. او، حضرت را در چارچوب در خانه قرار داد و پهلوى اورا شكست تا او جنين خود را سقط نمود".
حضرت امام صادق‏عليه السلام مى‏فرمايد: علت وفات حضرت زهراعليها السلام اين‏بود كه قنفذ، غلام عمر، بدستور وى، با غلاف شمشير بر پهلوى او زد تامحسن خودرا سقط كرد و بر اثر آن به شدت بيمار شد....
بنابراين چنين استنباط مى‏شود كه بيش از يك نفر دختر رسول‏اللَّه‏صلى الله عليه وآله را زده و علت سقط جنين او شدند.. حضرت پس از اين واقعه به‏شدت بيمار شد و در بستر بيمارى افتاد.
همينكه آن‏حضرت مرگ خود را نزديك ديد، ام ايمن و اسماء بنت‏عميس را نزد خويش فرا خواند و كسى را درپى على‏عليه السلام فرستاد و او را نيزاحضار كرد. چون اميرمؤمنان بر بالين او حاضر شد، فاطمه به وى گفت:
اى پسر عمو! من مرگ خود را نزديك مى‏بينم، و احساس مى‏كنم كه‏ساعت به ساعت در پيوستن به پدرم نزديكتر مى‏شوم. اينك مى‏خواهم‏آنچه را كه در دل دارم به تو وصيّت كنم. على‏عليه السلام فرمود: اى دختر رسول‏خدا هرچه مى‏خواهى وصيّت كن. على بالاى سر زهرا نشست و هركه درخانه بود بيرون كرد، آنگاه حضرت زهرا گفت: اى پسر عمو تو از آغاززندگى از من دروغ و خيانتى نديدى و هيچ‏گاه در اين مدّت كه باهم بوديم‏با تو مخالفتى نكرده‏ام. على‏عليه السلام فرمود: پناه بر خدا، تو داناتر به خداوندو نيكوكارتر و پرهيزكارتر و گرامى‏تر و خداترستر از آنى كه بخواهم تو رابدين خاطر توبيخ و سرزنش كنم. جدائى و فقدان تو بر من بسيار سنگين‏است، امّا با اين حال از آن هيچ گريزى نيست. به خدا سوگند مصيبت‏رسول خدا را بر من تازه كردى. بدان كه غم درگذشت و از دست دادن توبراى من بسيار است. و از مصيبتى كه چقدر دردناك و دردآور و گدازنده‏و اندوهبار است استرجاع مى‏كنيم. به خدا سوگند اين مصيبتى‏است كه‏تَسليّتى براى آن نيست و كمبودى است كه جايگزين ندارد.
سپس هردو، ساعتى بگريستند و على سر اورا در آغوش گرفت وفرمود:
هرچه مى‏خواهى به من وصيّت كن كه مرا آنچنان خواهى يافت كه‏بدان‏فرمانم داده‏اى ومن درخواست تورا برخواست خويش‏ترجيح مى‏دهم.
فاطمه‏عليها السلام فرمود: اى پسر عموى رسول خدا، خداوند از سوى من‏بهترين پاداش را به تو دهد، من به تو وصيّت مى‏كنم كه پس از من با امامه‏دختر خواهرم ازدواج كنى كه وى براى فرزندانم همچون خود من است.زيرا مردان ناگزيرند كه زن اختيار كنند.
سپس فرمود: پسر عمو برايم تابوتى فراهم ساز. من ديدم كه فرشتگان‏تصوير آن را برايم كشيده‏اند. على فرمود: آن را برايم توصيف كن كه‏چگونه بود؟ زهرا شكل تابوت را براى على بيان كرد، - على آن را براى‏زهرا ساخت، بنابراين نخستين تابوتى كه در اسلام ساخته شد تابوت‏زهرا بود كه كسى پيش از آن چنين چيزى نه ديده و نه ساخته بود. - سپس‏فرمود: به تو وصيّت مى‏كنم كه هيچ كس از اينانى كه به من ستم و حقّم راپايمال كرده‏اند بر جنازه‏ام حاضر نشوند. زيرا اينان دشمن من و دشمن‏رسول خدا هستند. اجازه نده كسى از آنان و پيروانشان بر من نمازبخوانند، مرا در شب كه ديده‏ها آرام گرفته و به خواب فرو رفته‏اند، به‏خاك سپار، آن‏گاه آن‏حضرت چشم از جهان فرو بست. سلام خداوند براو و بر پدر و شوهر و فرزندانش.
مردم مدينه يكپارچه ناله و فرياد سر دادند. زنان بنى‏هاشم در خانه‏فاطمه‏عليها السلام گرد آمدند و همه باهم يكصدا شيون كردند. مدينه مى‏خواست‏از اين همه شيون و فرياد از جاى كنده شود. زنان داغ ديده فرياد مى‏زدند:اى بانوى ما! اى دختر رسول خدا مردم گروه گروه به سوى على عليه السلام روانه‏شدند. آن‏حضرت نشسته بود. حسن و حسين‏عليهما السلام نيز رو به رويش بودندوهرسه مى‏گريستند. مردم همه از گريه آنان بگريه افتادند.
ام كلثوم روپوشى به صورت انداخته و دامن كشان و با ردائى آويزان‏بيرون آمد درحالى كه مى‏گفت: اى پدر اى رسول خدا، اينك براستى ماتو را از دست داديم. اين فقدانى است كه ديگر ديدارى درپى ندارد.
مردم گرد آمدند و نشستند و گريه و زارى سر دادند آنان منتظر بودندكه جنازه بيرون آيد تا بر او نماز بخوانند امّا ابوذر بيرون آمد و به آنهاگفت: برويد كه بيرون آوردن جنازه دختر رسول خداصلى الله عليه وآله در اين شامگاه‏به تأخير افتاد. مردم برخاستند و به راه خود رفتند.
چون پاسى‏از شب‏گذشت وديده‏ها به‏خواب آرام فرورفت، اميرمؤمنان‏وحسن وحسين وعمّار و مقداد و عقيل و زبير و ابوذر وسلمان و بريده‏وچند نفر از بنى‏هاشم و ياران خاص آن‏حضرت جنازه فاطمه‏عليها السلام رابيرون آوردند وبر آن نماز خواندند و سپس او را در دل شب به خاك‏سپردند. اميرمؤمنان دركنار قبر فاطمه‏عليها السلام هفت قبر ديگر پديد آورد تاكسى جايگاه حقيقى قبر را نداند. برخى از ياران خاص آن‏حضرت نيزگفته‏اند. على‏عليه السلام قبر را با زمين هموار كرد تا مبادا محل قبر شناخته شودآنگاه حضرت امير به طرف قبر رسول خدا روى كرد و فرمود:
"درود بر تو اى رسول خدا از من و درود بر تو از سوى دخترت،وزيارت كننده تو و خفته در خاك در بقعه‏ات، و كسيكه انتخاب شد تابه زودى به تو بپيوندد، اى رسول خدا شكيبايى من در فراق برگزيده تواندك و طاقت من با فقدان او طاق شد. امّا براى من در پيروى از سنّت تودر فراقت، عزت وگرانمايگى است. آن هنگام كه من سرت را بر لحدآرامگاهت نهادم، و ميان گردن و سينه‏ام )آغوشم( بودى كه جان از تنت‏بيرون شد بلى اين چيزى است كه در كتاب خدا پذيرفته است چون ما ازاوييم و هم بدو باز مى‏گرديم.
همانا امانت تو پس گرفته شد، زهرا را زمين در ربود، پس از زهراچه نازيباست آسمان و زمين اى رسول‏خدا!
امّا اندوهم هميشگى و جاودانه خواهد شد و شبهايم به بيدارى خواهدگذشت و در غمى غوطه خواهم خورد كه هيچ‏گاه از دلم بيرون نرود تاآنگاه كه خداوند براى من سرائى كه تو در آن اقامت گزيده‏اى، برگزيند.اندوه دلخراش حزن برانگيزاننده، چه زود ميان ما جدائى انداخت. و من‏از اين به خداى شكوه مى‏برم. و بهمين زودى دخترت به تو آگاهى خواهدداد از اجتماع امّت تو براى ستم كردن به او، تمام ماجراها را هم از اوبپرس، از وى درباره رفتارشان با ما بپرس. چه آتشى در سينه داشت امّاراهى براى گفتن آن نيافت. او خود به زودى تمام اين ماجراها را خواهدگفت، و خداوند در اين باره داورى فرمايد كه او بهترين داوران است"
زهراعليها السلام شراره‏اى از محبّت شد و گرما و روشنايى او هيچ‏گاه در دل‏مؤمنان به سردى و خاموشى نخواهد گراييد. او پرچم مبارزه‏اى شد كه‏هرگز مكتبيان مسئول آن را از دست بر زمين نخواهند انداخت. او پرتواخلاق نيكو و والا وعدالت‏طلبى بود كه پهنه سپيده‏دمان را به رنگ خون‏به ناحق ريخته، و حق خيانت شده‏اش نمايان مى‏سازد، و بدين وسيله‏تاب و تپش انقلاب را در رگهاى جوانمردان به جريان مى‏اندازد. تا درمسير جهاد مقدّس خودش برضدّ زورمداران و فرصت‏طلبان و خشك‏مقدّسان از اين شراره پاك توشه برگيرند.
امّت ما امروز پيش از هر روز ديگر به احياى ياد فاطمه‏عليها السلام‏نيازمندتر است تا او را مقتداى خود قرار دهد و در اين ميان مسئوليّت‏مردان بيشتر از زنان است.

فرارسیدن ایام فاطمیه را ابتدا به ساحت ملکوتی امام زمان (عج) و سپس به شما شیعیان و دلباختگان آن بانوی بزرگ تسلیت عرض می نمایم.


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 9:58  توسط مرضیه  | 

ردیف موضوع زمان حجم
1

حرم امام علی (عليه السلام )

53 ثانيه 1.4 مگابايت
2

حرم مطهر حضرت علی ابن ابی طالب (عليه السلام)

1.53 دقيقه 504 کیلوبایت
3

منزل و محل غسل و کفن امام علی (عليه السلام )

5.36 دقيقه

9.2 مگابايت
4

مسجد سهله و محراب امام زمان (عليه السلام )

5.07 دقيقه 8.4 مگابايـت
5

بقايای دارالاماره ابن زياد

35 ثانيه 800 کیلوبایت
6 وادی السلام - نجف 1.13 دقيقه 1.9 مگابايـت
7 حرم مطهر کاظمين 1.52 دقيقه 495 کیلوبایت
8 حرم مطهر سامرا 1.38 دقيقه 441 کیلوبایت
9 سرداب غيبت - سامرا 1.02 دقيقه 278 کیلوبایت
10 تصاویر استثنایی از سرداب مرقد حضرت ابولفضل العباس ( ع ) 4 دقیقه 3 مگابایت
11 گذشته حرم و تعویض ضریح مطهر امام رضا (ع) -1 10.50 دقيقه 10.7 مگابايت
12 گذشته حرم و تعویض ضریح مطهر امام رضا (ع) -2 8.49 دقيقه 15.2 مگابايت
13 فيلم رضای رضوان : ساخته مجید مجيدی - در مورد زائران و کفشدارن حرم مطهر حضرت علی ابن موسی الرضا (ع) 18 دقيقه 14 مگابایت
14 تصاویری از مرقد مرحوم شيخ زين العابدين عابدینی در طالقان 1.07 دقيقه 2 مگابایت
15 نماز جماعت آیت الله بهجت (حفظه الله) 7 دقيقه 1.04 مگابايت
16 منتخبی از سخنرانی جناب حاج اسماعيل دولابی 8.45 دقيقه 2.2 مگابایت
17 منتخبی از سخنرانی مرحوم دولابی 20.44 دقیقه 5.4 مگابایت
18

گوشه هایی از زندگی مرحوم آیت الله بهلول

8.19 دقیقه 6.42 مگابايت
19 سخنرانی حجت الاسلام فاطمی نيا - رمضان سال 1383 11.8 دقيقه 8.5 مگابايت
20 سخنرانی حجت الاسلام فاطمی نيا - محرم - 1384 - 1 22.27 دقيقه 17.2 مگابایت
21 سخنرانی حجت الاسلام فاطمی نيا - محرم - 1384 - 2 18.22 دقيقه 13.9 مگابایت
22 سخنرانی حجت الاسلام فاطمی نيا در شب شهادت حضرت موسی بن جعفر (ع) 1384 22.20 دقيقه 5.58 مگابايت
23 سخنرانی حجت الاسلام فاطمی نیا در شب شهادت امام صادق (ع) 1384 19.35 دقیقه 5.1 مگابایت
24 سخنرانی احمد حسینعلی تهرانی - ره ( از شاگردان جناب شیخ رجبعلی خیاط ) 4.13 دقیقه 1.09 مگابایت
25 منتخبی از سخنان جناب الطافی نشاط - 1383 8 دقیقه 6.1 مگابایت
26 قرائت مجلسی قرآن کریم - استاد عبدالباسط - سوره حجر 9.08 دقيقه 6.7 مگابایت
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 20:1  توسط مرضیه  | 

 

 

تم عاشورا براي سوني اريكسون

نام تم: عاشورا
حجم: 148 مگابايت
مدل گوشي: سوني اريکسون K750 به طور خاص، ولي به بقيه مدلها مانند W800.W550,D750,W700,سري Z,... هم ميخوره!

براي دانلود اينجا را کليک کنيد


تم حضرت زينب (س)

 


اين هم يک تم براي موبايل هاي نوکيا سري 60 مناسب اين ايام که از توي اينترنت براتون پيدا کردم:


عنوان: تم حضرت زينب (س)
حجم: 236 کيلوبايت
لينک دانلود

 

2 تا تم با موضوع حضرت عباس (ع) مخصوص موبايل هاي نوکيا سري 60  اميدوارم خوشتون بياد..



تم بالا را با حجم 238 کيلوبايت از اينجا دانلود کنيد.



تم بالا را با حجم 339 کبلوبايت از اينجا دانلود کنيد


امشب خادم خودتون رو هم دعا کنيد.. يا علي

تم اباعبدالله براي موبايل هاي SE

 

يک تم جديد ساخت خودم با نام « اباعبدالله » ؛ مخصوص موبايل هاي سوني اريکسون K750 ولي روي موبايل هايي که سايز LCD آنها هم اندازه با K750 هست هم نصب ميشه مثل:
W800, W850, K700, W810, K310, K510, Z530,...
حجمش فقط 57 کيلوبايته..
از اينجا مي تونيد دانلودش کنيد.



 


راستی نظر یادت نره ها

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 20:0  توسط مرضیه  |