|
|
|
|
غمی در سینه ام می جوشه امشب
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه یکم بهمن 1390ساعت 23:48 توسط الهی وربی من لی غیرک
|
|
||
|
|
|
|
|
۱-احادیث ما درباره جایگاه و مسئولیت زنان در دوران قبل و پس از ظهور چه بیانی دارند و چه جایگاهی را برای آنها ترسیم می کنند؟ 2- با عنایت به جایگاه و مسئولیت زنان در دوران غیبت و با توجه به روایات ائمه معصومین (ع)، زنان در چه ابعادی می توانند زمینه ساز ظهور باشند؟ |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم دی 1390ساعت 21:56 توسط الهی وربی من لی غیرک
|
|
||
|
|
۞ سخنی از مولایم ۞ |
|
|
قالَ (علیه السلام) : یَابْنَ الْمَهْزِیارِ! لَوْلاَ اسْتِغْفارُ بَعْضِکُمْ لِبَعْض، لَهَلَکَ مَنْ عَلَیْها، إلاّ خَواصَّ الشّیعَهِ الَّتى تَشْبَهُ أقْوالُهُمْ أفْعالَهُمْ. فرمود: اگر طلب مغفرت و آمرزش بعضى شماها براى همدیگر نبود، هرکس روى زمین بود هلاک مى گردید، مگر آن شیعیان خاصّى که گفتارشان با کردارشان یکى است. مستدرک ج ۵، ص ۲۴۷، ح ۵۷۹۵
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم دی 1390ساعت 22:22 توسط الهی وربی من لی غیرک
|
|
||
|
|
۞ عمار ولایت ۞ |
|
جوان بود جوانی از دولت دانش جوانبخت
جهاد علمی را کمر بسته بود و به خیل دانشمندان پیوسته. دشمنان نور و روشنی و آگاهی وجودش را برنتافتند و با تیغ ناجوانمردی ترور به برانداختن سرو قامتش شتافتند. پیکر شهید« مهندس مصطفی احمدی روشن» اگر چه به خاک افتاد روح پاکش راهی افلاک شد و راه روشنش جاوید. روحش شاد و یادش گرامی باد. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم دی 1390ساعت 23:32 توسط الهی وربی من لی غیرک
|
|
||
|
|
|
|
|
ما منتظر صبح شب یلدائیم آماده برای فرج مولاییم فردا که مهدی فاطمه خواهد آمد با خامنه ای به کربلا می آییم انشاالله
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سی ام دی 1389ساعت 20:3 توسط الهی وربی من لی غیرک
|
|
||
|
|
۞ باز هم جمعه ۞ |
|
|
عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم
بنویسم که چرا عشق به انسان نرسیده است
چرا آب به گلدان نرسیده است
چرا لحظه باران نرسیده است
هر کس که در این خشکی دوران
به لبش جان نرسیده است به ایمان نرسیده است
و هنوزم که هنوز است ، غم عشق به پایان نرسیده است
بگو حافظ دلخسته ز شیراز بیاید
بنویسد که هنوزم که هنوز است
چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است
چرا کلبه احزان به گلستان نرسیده است
خداوند گواه است دلم چشم به راه است
ودرحسرت یک پلک نگاه است
ولی حیف نصیبم فقط آه است
تویی آئینه ،روی من بیچاره سیاه است
وجا دارد از این شرم بمیرم که بمیرم
عصر این جمعه دلگیر وجود تو کنار
دل هر بی دل آشفته شود حس تو کجایی گل نرگس
تو کجایی گل نرگس |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم دی 1389ساعت 15:58 توسط الهی وربی من لی غیرک
|
|
||
|
|
|
|
|
خدا خالق عشقه / محمد گل عشقه / علی مظهر عشقه / زهرا وجود عشقه
حسن نماد عشقه / حسین سالار عشقه / عباس ساقی عشقه زینب شاهدعشقه / سجاد راوی عشقه / باقر کلام عشقه صادق احیای عشقه / کاظم صابرعشقه / رضا ضامن عشقه تقی جمال عشقه / نقی پاکی عشقه / حسن بقای عشقه مهدی قیام عشقه اینم دعای عشقه: اللهم عجل لولیک الفرج عاشورا، عظیمترین، حماسیترین و نابترین انقلاب تاریخ اسلام است و انقلاب عصر ظهور، کاملترین و آخرین انقلاب تاریخ انسان. انقلاب دوم ـ عصر ظهور ـ تداوم انقلاب عاشورا است؛ انقلابی ستم ستیز، عدالتخواه، آزادیبخش، انقلابی برای نشر معروف، زدودن لایههای جاهلیت و معرفی اسلام در هیئتی نو، شفاف و شسته از غبارهای تحریف و انحراف و فریب. امامباقر(علیه السلام) در توصیف قیام موعود گفتهاند: «مهدی هر آنچه را پیش از او بوده فرو میریزد، آنگونه که رسولخدا امور جاهلیت را در هم ریخت، و اسلامی تازه را آغاز خواهد کرد.» اگر انقلاب موعود، پیوند، همسانی و یگانگی با انقلاب کربلا مییابد و چشمهسار زلال این خیزش از آن سرزمین عطشزده سیراب میشود، بیتردید شباهتی میان همة عناصر این دو انقلاب میتوان یافت. در دعای ندبه، مهدی موعود «طالب» خون کربلا معرفی میشود و در زیارتنامهها آرزوی همة مشتاقان بیتاب عصر ظهور آن است که در رکاب مهدی، به طلب «ثار» حسین(علیه السلام) برخیزند و انتقام مظلوم کربلا را از بیدادگران بازگیرند. در حدیث معراج، خداوند پس از بیان شهادت امامحسین(علیه السلام) به پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: «آنگاه از نسل او [امامحسین] مردی را برمیانگیزم که انتقام خون او بازستاند. زمین را از عدالت و قسط سرشار سازد. ترس و رعب (در قلب ستمگران) همپای او پیش رود و آنگونه بیدادگران را بکشد که برخی در او شک و تردید کنند. مطالعه و اندیشه در ویژگیهای مشترک این دو نهضت و یافتن وجوه و ابعاد همگون این دو رویداد بزرگ، محور و موضوع این نوشتار نیست. آنچه در این مقال و مجال درپی آنیم یافتن و تبیین ویژگیهای مشترک یاران این دو حادثة ژرف و شگرف است تا همة ما که شوق همراهی آن عزیز پنهان را داریم و بیتاب همگامی در رکاب او هستیم، بدانیم که باکدام فضیلتها و عظمتها میتوان همراه او شد و همافق صحابة بزرگوار او گردید. بصیرت و بینش بصیرت، آنچنان عنصر مهم و تعیین کنندهای در عرصة حیات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است که امیرالمومنینعلی(علیه السلام) ، سلاح کارایی خویش در هنگامة هجوم دشمن و خیزش خطر را تنها و تنها یک چیز میداند؛ بصیرت. «آگاه باشید که شیطان سواره و پیادهاش را فراخوانده و بر شما تاخته [در چنین موقعیتی] بصیرت و بینش من با من است.» در بیان قرآن، گروهی فاقد بینش و بصیرتند: «و اگر به هدایت دعوتشان کنی، گوش به سخنانت نمیسپارند. میبینی که به تو مینگرند اما بصیرت و بینش ندارند!»1 نگاههای دوخته اما تهی از روشنی، چشمهایی که خیره مینگرند اما به شناخت و دیدن نمیرسند. چنین کسانی در تاریکی میمانند و به سیاهی و تباهی تن میدهند. گروهی شمشیرشان بر بصیرتشان حکومت میکند؛ «حملوا اسیافهم علی بصائرهم.» شمشیر، نماد قدرت است. یعنی کسانی هستند که با رسیدن به قدرت و موقعیت، نگاه حقبینشان بسته میشود. داشتهها، فرصت تماشای حق را از آنهای میگیرد. خودبین و کوتهبین میشوند و غرور آنچه دارند، به اسارت «اکنون» و «همینلحظه»شان میکشاند و از رویت «اینده» و اندیشیدن به «فردا» باز میمانند. اما گروهی هستند که بینش و بصیرت آنها بر شمشیرشان حکومت میکند؛ موقعیت و قدرت به پرتگاه غرورشان نمیکشاند و شمشیر، تدبیرشان را نمیشکند؛ «و حملوا ابصارهم علی اسیافهم.» کربلا، قصة مردان و زنانی است که بصیرتشان، چراغ راهشان و بینش ژرف و زلالشان، کشتی عبور آنها از طوفانهای درون و بیرون است. وقتی امام عاشورا، دشواری نبرد را گوشزد کرد و به تیغهای تیز و شمشیرهای قساوت اشارت نمود، یاران عاشق صادق گفتند: «ما بر نیتها و بصیرتهایمان هستیم.» یعنی انگیزههای تردیدناپذیر و بصیرتهای ژرف ما را به کربلا آورده است و خطر و شمشیر و مرگ، سستی و تزلزل در ارادههایمان نمیآفریند. همین ویژگی در جان و روح صحابة مهدی(عج) تموج و جریان دارد. آنان با بصیرت با امام خویش همراه و همگام میشوند و در لحظههای هول و خطر، عاشقانه و صادقانه به میدان میایند و خندان و شکوفا، چون صحابة کربلا، از حریم دین دفاع میکنند. رشید هجری صحابی بزرگ امیرالمومنینعلی(علیه السلام) ، در پاسخ دخترش که به او گفت: «پدر! چهقدر در انجام تکلیف کوشش میکنی؟» گفت: «دخترکم! در اینده مردمانی بیایند که همان بصیرت که آنان در امر دین خود دارند، از این کوششی که ما میکنیم افضل و برتر است.»
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیستم آذر 1389ساعت 15:20 توسط الهی وربی من لی غیرک
|
|
||